تبليغاتX
وروده یک پروزن ورزشکار رو خوش آمد می گم


وروده یک پروزن ورزشکار رو خوش آمد می گم

هر روز برایت رویایی باشد در دست نه در دور دست عشقی باشد در دل نه در سر و دلیلی برای زندگی نه روزمرگی

/ دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه شنبه یکشنبه
صبحانه ۵۰گ نون سنگک-نیمرو-چای-۱خرما-۱گردو=۳۲۵ ۴۰ گ نون بربری-کره-مربا-چای=۱۷۰ - - - - -
میان وعده - چای-۱شیرینی کشمشی=۵۰ - - - - -
نهار آبگوشت-۶۰ گ نون-لیمو ترش=۳۵۰ برنج-فسنجون-قورمه سبزی-۱ق کشک بادمجون-سوپ خامه-سالاد-سس-نصف ل نوشابه-ژله=۱۵۵۰ - - - - -
عصرونه آش جو-۱پرتقال-۱/۴گلابی=۱۰۰۰ پرتقال-موز-کیوی-نصف پای سیب-چای-شکلات=۲۰۰ -- - - - -
شام چای-نبات-یه ذره شکلات=۵۰ عدسی=۲۰۰ - - - - -
کالری/۱۱۰۰تا۱۳۰۰ ۱۷۳۰ ۲۰۰۰ - - - - -
ورزش/۳روز - - - - - - -
یکشنبه:اینقدر خوش گذشت .منم حسابی خوردم.اصلا هم پشیمون نیستم
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 12:12 توسط آزی| |

/ دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه شنبه یکشنبه
صبحانه شیرقهوه=۱۵۰ ۳۰گ نون-۸گ پنیر-عسل-دارچین-چای=۱۵۰ ۳۰ گ نون-پنیر-۱خرما-چای=۱۲۰ ۱۰گ نون سنگک-۵۰ گ املت-چای=۷۰ ۵۰ گ نون-خامه-کره-پنیر-مربا-چای=۲۳۰ ۴۰ گ نون-۱/۲نیمرو-چای=۱۸۰ ۱نسکافه=۵۰
میان وعده - - برنج-قورمه سبزی-لازانیا-سالاد-سس-کمی نوشابه=۱۷۰۰ ۱۰ پسته-کشمش=۱۰۰ پرتقال=۶۰ - -
نهار ۳۵۰ گ ماکارونی-ماست-یه کم ترشی=۵۵۰ ۲۰۰گ باقالی پلو-ته دیگ-گوشت-سالاد کلم-قرص آهن=۸۰۰ ۱موز-گریب فروت=۱۳۰ ۱۳ ق برنج-کباب-سالاد-سس-ماءالشعیر-ته دیگ=۱۰۰۰ آش۳۰۰گ-۱همبرگر-۲۰ گ نون-کاهو-خیارشور-سس=۷۰۰ ماکارانی-سالاد-۱ق روغن زیتون-۱دلمه=۷۰۰ ۱۵ ق زرشک پلو-مرغ-سالاد شیرازی-سرکه-ته دیگ=۸۴۰
عصرونه آب سیب هویج=۲۰۰ چای-۱پرتقال-کشمش=۸۰ لازانیا-چای-۱خزما=۴۰۰ چای-۱کیوی=۶۰ ۳ق شله زرد=۸۰ ماکارانی-سالاد=۱۵۰ چای-۲ساقه طلایی=۷۰
شام ۱ل شیر-۳ساقه طلایی-چند قلپ نوشابه=۲۵۰ ۲ق باقالی پلو-ته دیگ-یه خوراک-چای-۱ساقه طلایی=۲۰۰ -۱۴ نیمرو-نون سنگک-خرما-کشمش-گردو=۵۰۰ آش-آب انار-۱قاشق دلمه-۱ق ژله=۲۲۰ ۲لیموشیرین-۱پرتقال-۱خیار-۱۰کشمش-۱لیوان شیر-۱ساقه طلایی-۵ترد=۳۲۰ ۱موز-سیب=۱۱۰
کالری/۱۳۰۰یک روز ۱۰۰۰ ۱۱۵۰ ۱۲۳۰ ۲۳۵۰ ۱۷۳۰ ۱۳۰۰ ۱۴۰۰ ۱۱۰۰

سه شنبه:۳۰ دقیقه پیاده روی

جمعه:این هفته فقط دارم میبینم چقدر می خورم.تا کم کم کمش کنم وورزش رو هم اضافه کنم.

پ.ن:این آخر شبی در حد تست بود فقط.حالم بده.به خاطر آب اناره دل پیچه گرفتم

یکشنبه:اصلا نوشتنم نمیاد جدول هم واقعا به زور می ذارم همش فکر می کنم کار عبثیه.که چی؟البته این چند ماه همین "که چی" باعث کلی اضافه وزن ناجوانمردانه شد.یعنی باید بنویسم.همین نوشتنه این هفته باعث شد که یه کم دستم بیاد که دارم چیکار می کنم که حداقل یه هزار کالری صرفه جویی شه.تغییر دکوراسیون دادم بلکه شوروشوق بیاد.کلا تو مایه های نقم(با تشدید).آدمیزاده دیگه همیشه خدا باید یه وقی بزنه(با تشدید)حالا که امتحانی به کار نیست وتعطیلات محضه بازم غر تازه.تازه معدلم هم بعد از سالها به ۱۷ رسید بالاخره تازه ۳۰ تا هم بالازد.مردم اینقدر هرروز معدل گرفتم.من هیچ وقت آدم درگیر نمره واینا نبودم الانم فقط یک قلقلکی بود که مرتفع شد.تازه همون درس فلسفه آموزش پرورش که من شب امتحانش دچار یاس فلسفی شده بودم وکلی تز تربیتی واینا داده بودم .سر امتحان یه تحلیل فلسفی وکلی پیشنهادات نوشتم که همان منجر به ۲۰ شدن درس ۳واحدی شد.این به گوشت های اضافه شده در.

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 10:41 توسط آزی| |

من هم مدل نانازی شدم.یعنی همون که"آی ام فت بات آی دنت فیل فت"یه شلوار جین داشتم ازونا که عصای دست بود وکار را بنداز.یه بار شستمش الان یک ماهه تو تنم نمی ره.به خاطر بستن دکمه ش دوبار ناخنم شکسته.الان هم خیلی شیک بی خیالش شدم.این یعنی اینکه"آی نو "ولی خوب نمی دونم چرا سنسور ا از کار افتادن.دوست دارم برم باشگاه فعلا چند هفته ای هم تعطیلم ولی اوضاع مالی اجازه نمی ده.می دونم الان اگه یه دوست جان ازین جا رد بشن می خوان بگن که...بله می دونم پیاده روی هم ورزشه.هزینه ای هم ندارهشایدم همین کارو کردم.ولی اول باید ببینم چرا بی عار شدم.

فعلا می رم دنبالش تا ببینم چی میشه.نمی شه شعار الکی داد.امروز نهار دعوتم خونه دوستم.دلم می خواد دامن بپوشم.از دیشب ده بار لباس پوشیدم جلوی آیینه چرخیدم ورفتم نظر خواهی کردم.خوشم میاد که ری زد تو خال.الان میبینم دامن پوشیدن یک حس وحال وهوای دیگه می خواد برای من شلوارمو بکشم تنم برممی دونم ری بفهمه کلی مسخرم می کنه ولی چه کنم.دامن پوشیدن برام سخته با اینکه دوست دارم.دلم میخ واد ازین دختر شیک ها بشم که کفش پاشنه بلند می پوشن با دامن همه جااینقدر دوست دارمممممممممممممممممم.

نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 9:55 توسط آزی| |

امتحان دارم.همش درگیرم این روزها که چقدر خوب می شه که کلا امتحان رو از نظام آموزشی حذف کنن.درگیرم که ببینم که چی بذارن جاش که مجبور شی دو کلوم حرف با ربط وبی ربط یاد بگیری؟یا اصلا مطالبی که برای شب امتحان می خونی چقدر یادت می مونه چقدر استفاده می کنی؟این بحث ها الکی نیومده تو سرم که اخه من چندین واحد آموزش وفلسفه آموزش وروش تحقیق .تدریس این چیزا دارم.اومدیم وفردا خواستم روم به دیوار معلم شم یا گلاب به روتون مادر یک بچه.سخته ها

حالا نمی دونم چه مرضیه که من آرزومه یه ترم معدلم ۱۷ بشه.

نتیجه اخلاقی اینکه من آدم کم صبریم.پشتکارم بسیار کمه.هنوزم نمی دونم کجام چی می خوام.یعنی یک جمله کاملا منهدم کننده در ذهن من دائم توی هر مرحله وکاری وجایی میاد که :آخرش چی؟که چی بشه؟این البته بعضی وقتها ته سوال میاد بعضی وقتها سرش.

حالا اینکه صبور بشم که چی بشه؟پشتکار به خرج بدم که به کجا برسم؟

پ.ن:فردا آخرین امتحانه.

وسط این مباحث فلسفی البته هی پرتقال می خورم هی می رم جیش می کنم.

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 19:8 توسط آزی| |

بیا که برویم ازین ولایت منو تو...............
نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 20:33 توسط آزی| |

این هفته سرم گرم نمایشگاهمه.همه چی خوبه وفضا اجتماعیه.صبح ها نسکافه می خورم با شیرینی دانمارکی بعدش آجیل.بعد نهار خیلی کم می خورم یعنی غذای شب قبل مونده بهم نمی چسبه اونجوری که زیاد بخورم بعد عصر نسکافه.یک خرمالو.میام خونه هم اینقدر خسته ام که خیلی به غذا نمی رسم.

خواستم یک گزارشی داده باشم.اگه کسی خواست بیاد قدمش سر چشم خصوصی بذارید براتون آدرس رو بذارم.تا جمعه هم درخدمتتون هستیم

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 9:42 توسط آزی| |

/ یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه شنبه
صبحانه نسکافه=۵۰ نون جو-پنیر-عسل-گردو=۱۵۰ نون-پنیر-۲گردو-خرما-چای=۱۸۰ - - - -
میان وعده ۳های بای-ساندیس سیب=۲۵۰ - آش رشته-خرما-۱گردو=۴۰۰ - - - -
نهار نصف ساندویج کالباس-۲قورت نوشابه=۴۰۰ سبزی پلو-ماهی-۱لیوان ایستک(نصف پرس)۷۰۰= لوبیا پلو-سالاد-روغن زیتون-یه ذره سس-نصف ل ماءالشعیر=۸۳۰ - - - -
عصرونه/شام ۵۰ گ نون-کوکوسبزی-سس خردل-گوجه-خیار شور-آش رشته-ساندویج=۳۲۵ ۵ق شوید پلو-مرغ-چای-۲خرما-سوسیس-چای-خرما-شیر-۲ساقه طلایی=۳۶۰ - - - - -
کالری(هرچی کمتر با شخصیت تر) ۱۷۰۰ ۱۴۰۰ ۱۴۱۰

امروز کم شخخصیت بودم

- - -

سه شنبه:کولاک بود این صبح تاظهر.باید که لب فرو بندیم تا شب

پ.ن:امروز کارم با شکست مواجه شد هی من هی رفتم لوبیا پلو خوردم.نشستم کار زدم باز زشت شده رفتم لوبیا پلو خوردم.باز ناامید شدم آلوچه خوردم.بعد باز لوبیا پلو.........بعد تاحالا تو جدول من تخمه دیده بودید ؟الان تخمه خوردم در حدی که یهو انگار چربیم رفت بالا

نمی تونم بگم بچه بدی بودم آخه زورم به هیچکی وهیچ جا نمی رسید هیچ کیم نبود که یه کم غربزنم بهش گیر بدم

نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 18:18 توسط آزی| |


Design By : Night Skin