هفته اول-57.5
| شنبه | یکشنبه | دوشنبه | سه شنبه | چهارشنبه | پنجشنبه | جمعه | |
| صبحانه | نون-پنیر-۱گردو-۱خرما-چای=۱۸۰ | نون-پنیر-۱گردو-۱خرما-چای=۱۸۰ | نون سنگک-پنیر-نصف گردو-عسل-چای=۱۱۰ | نون سنگک-پنیر-عسل-گوجه-چای=۱۲۰ | نیمرو-نون سنگک-خرما-چای=۳۸۰ |
نون-پنیر-۲گردو-۱خرما-چای=۱۵۰ | نون بربری-گوجه-۱.۵گردو-۱خرما-پنیر-چای=۲۰۰ |
| میان وعده | نسکافه تلخ=۵۰ | نسکافه تلخ-نصف گلابی-۱خرما=۱۰۰ | ۲جومانه-چای=۸۰ | ۱بیسکویت جومانه-نون سنگک=۶۵ | نصف موز-۱آبنبات=۷۰ | ۱آبنبات-نون بربری=۵۰ | ۱کیوی-۱بیسکویت ویفر=۷۰ |
| نهار | ۶قاشق برنج-قیمه بادمجون-خلال سیب زمینی-سالاد شیرازی-نوشابه رژیمی-ته دیگ=۵۵۰ | نون وپنیر گردو-۶قاشق برنج-قورمه سبزی=۵۵۰ | ۶قاشق باقالی پلو-گوشت=۴۰۰ | ۲کتلت-گوجه-نون سنگک=۵۵۰ | ۸قاشق برنج-قورمه سبزی-سالاد شیرازی-ته دیگ=۵۵۰ | ۷قاشق شویدپلو-ماهی-تن ماهی-یه ذره ترشی=۵۰۰ | ۷قاشق برنج-کباب تابه ای(بی روغن)-گوجه-سالاد-یه ذره ماء الشعیر-ته دیگ۶۲۰= |
| عصرونه | نصف گریب فروت-سیب=۷۵ | چای-۱خرما-نون-کوکو سبزی-خیارشور-گوجه=۱۸۰ | شیرینی-آبنبات۱ویفر=۱۵۰ | ۲خیار-۱هویج-چای-۱بیسکویت جومانه-یه لقمه نون پنیر=۹۰ | ۱شیرینی رولت=۱۵۰ | سوپ-چای-یه ذره نون خرمایی-۳بادوم-یه کیوی کوچولو=۴۰۰ | ۳بادوم-۵پسته-شیرقهوه=۱۸۰ |
| شام | ۱لیوان شیر۰٪چربی-۲بیسکویت جومانه-۳آلو بخارا=۲۳۰؟ | نصف پیتزا=۳۵۰ | ۴قاشق باقالی پلو-مرغ=۳۵۰ |
خوراک سبزیجاتـ(کدو-هویج-آلو-سیب زمینی)-نون سنگک-پیاز=۱۵۰ ۱لیوان آب شیر-یه ذره نون خرمایی=۱۳۰ |
چای-۱جومانه-ته دیگ با خورش=۱۰۰ |
یک تکه فیله مرغ سرخ کرده-۷تا سیب زمینی-سس قرمز=۲۲۰ یم فنجون کاپوچینو |
نون بربری-تن ماهی-۱خیار شور=۱۰۰ |
| کالری مصرفی/۱۱۰۰ | ۱۰۸۵ | ۱۳۵۰ | ۱۱۰۰ | ۱۱۳۰ | ۱۲۵۰ | ۱۳۲۰ | ۱۱۷۰ |
| ورزش | ۱۵دقیقه پیاده روی | ۴۰دقیقه پیاده روی | ۵دقیقه تا سر خیابون |
۱:۱۵ بدنسازی |
۴۵ دقیقه شنا+نیم ساعت سونا جکوزی | ۴۵ دقیقه بدنسازی(۳۰دقیقه تردمیل+۱۵ دقیقه حرکات شکم وپهلو وسینه) | ۱۵دقیقه پیاده روی |
| شیر/میوه | خیر/بله | خیر/بله | بله/بله |
جمعه:![]()
پ.ن:میل به خوردن دارم شدید.معلومه خبراییه.همش دارم ول ول خوردن می زنم.صدبار جلوی خودمو گرفتم
این هفته رو به همین جا ختم کنم شاهکار کردم.
پنجشنبه:امروز در حال خوردن صبحانه درگیر یک بحث یک حاج آقایی شدم که داشت حرف های جالبی میزد
بعد دیر رفتم باشگاه ونتونستم خیلی ورزش کنم.ولی بازم رفتم![]()
چهارشنبه:نیمرو خوردم ولی نون زیاد خوردم.اونم نون سنگک.وزنه هم ندارم ![]()
پ.ن:بسیار خسته ام.از نوع له ه ه ه........خوابم میاد در حد مرگ.......کلاس دارم یه ساعت دیگه به طور جدی
.
پ.ن۲:غم انگیزه که کالریت سر شب تموم شده باشه به شیر هم حتی نرسی
ولی خوب شیرینیش خیلی تازه وخوب بود ومن هم در حال انهدام بودم........
پ.ن۳:من طبق برنامه بودم ولی این ورزش دیروز با شنای امروز هیچ انرژی برام نذاشته.یعنی الان میخوام بشینم سر کارام ولی خسته ام به شدت.واینکه موندم فردا برم باشگاه یا نه؟اگه بتونم برم سبک کار می کنم.بعدشم کلاس دارم از نوع معارف![]()
سه شنبه:من امروز خیلی دختر خوبی بودم.باشگاه رفتم بالاخره بعد از یک ماه.
یه کلاس زبان پهلوی دارم میرم خیلی جالبه.خوب شد نرفتم خارج ها همین جوری دست خالی![]()
دوشنبه:چه جوری میشه یه آدمی منظم ومرتب میشه؟بچه درس خون میشه؟به همه کاراش میرسه؟یعنی از همه مهم تر انگیزه کار درست بودن ووقت تلف نکردن رو داره؟چه چوری؟
یکشنبه؟من اون ساندویچ نون وپنیر دیروزم که ناکام موند رو امروز بردم وسه تایی خوردیم بعد یه غذا گرفتیم سه تایی.شد دوسری نهار که روهم شد۵۵۰.بعدشم جو هوا وبهار وورزش وهیکل خوب واینا دادم ویه دوستمو چهل دقیقه راه بردم.یه خورده کولم سنگین بود این گردنه الان یه کم حالش بده.برم کمی استراحت کنم خوب شه
پ.ن:حواجون به نظرت چند درصد میشه روی این نوشته اعتماد کرد.توی تبلیغات یه بحث جذب مشتریه یه بحث وجدان.کدوم یکی از ما می تونیم تشخیص بدیم که شیری وماستی که می خوریم ازشیر تازه گاو تهیه شده یا شیر خشک وارداتی؟مافقط می تونیم خوشبین باشی واعتماد کنیم.حالا اینکه یه برندی میاد روی حساسیت ووسواس ماها روی کالری وچربی یه محصول ۰٪ چربی با یه بسته بندی شیک میده بیرون یه دلیلی هست که راست بگه ؟
این روزا با این بحث شیر وشیرخشک واین شیر بی چربی یه کم غصه دارم.من که زورم به کسی نمی رسه ولی اگه یک قطره شیر تهیه نشده از شیر طبیعی اگه از گلوی من رفت پایین الهی دست اندرکاراش به عاقبت نمرود مبتلا شن![]()
پ.ن۲:ری پیتزادرست کرده بود ونمی شد گذشت
سیرم تا خرخره
برم یه چای بخورم بره پایین...
پ.ن۳:یه خونه جدول خالی مونده رو می خوام اختصاص به این بدم که اینقدر از صبح فک نزنم
یعنی من به طور رسمی از ۸صبح حرف می زنم تا ۴بعد از ظهر یعنی حرف تو خونه اصلا حساب نیست.پا به پای استاد وشاگرد من دارم حرف می زنم.می رسم خونه صدای خودم تو گوشم زنگ می زنه...تمرین سکوت![]()
![]()
شنبه:بچه ها من وزنه ندارم هنوز.یعنی هنوز دارم روی مامانم کار می کنم
اندازه هام همه حسی وتجربیه.امیدوارم خیلی پرت نباشم از مرحله.آ
پ.ن:این ۶قاشق برنج کاملا سیر کننده ست.اگه بتونم ته دیگ هم نخورم عالیه![]()
پ.ن۲:ان موقع که بارون اومد خوشگل زیاد من داشتم ۱۵دقیقه پیاده رویم رو می کردم.
بعد هم اومدم شیر۰٪چربی خریدم(لیلا وسالومه سلام)
ببینم چیه جو رژیم بگیرتم.بعد بابام دید گفت این چیه می خری از من گفتن بعدا می فهمی که این شیر به هیچ دردی نمی خوره
منم خیلی خودمو کنترل کردم که لوتون ندم که زیر سر تبلیغات وجو سازی شماست.حالا بین ۹۰ کالری و۱۱۰ خیلی هم فاصله نیست ولی خدایی مزه آب میداد.آخه بابای من خودش دامدار بوده خونه ما همیشه اون موقع ها شیر پرچرب داغ داغ از سینه گاو اومده بیرون وماست چکیده ۱۰۰٪ چرب بوده
البته در دوره بلوغ ونوجوانی ما برای همینم خیالم از بابت استخون بندی تحکیم استخوان راحته حتی اگه با همه اداهام وپیف وپوف که این شیرا بو میده کم خورده باشم بازم ذخیره کلسیم دارم تا بچه اول
.بقیه شم خدا بزرگه
۲-وقت دکتر بگیرم.۳-برنامه ورزشم رو اجرا کنم۴-هر شب ت.ه بخونم۵-جزوه هامو پاکنویس کنم
راستی پلکم خوب شد.یعنی من الان چندین هفته است لاک نزدم ویه روز که می خواستم برم دکتر دیدم کاملا خوب شدم.جل الخالق......ولی عادت بدی کردم یعنی دوست ندارم دستامو نگاه کنم.اوایلشم حس بدی داشتم ولی الان بهترم.به جاش پلکم دیگه درست شد.آرام اگه اینجارو خوندی دیگه نگران نباش.
ادامه مطلب
یادمه!
ولی امروزم گذشت ومن یه عالمه فکر تو کلمه ویه عالمه درگیری ذهنی الکی ......تنها نقطه مثبت امروز یک ساعت شنا وبالاخره رفتن به کلاس طراحی بود.باز یه کم بخش انگیزشی حرکتیم دچار اختلال شده![]()
یعنی سر بچرخونی همه تلاش هات برای تغییر چیزایی که دوسشون نداری وپیدا کردن عادت هایی که دوسشون داری بر باد رفته.یعنی من تو اون جغله تجربه درس خوندنه اینقدر از خودم واون تصویر خودم در حال مطالعه
لذت می بردم واینقدر این تصویر جدید برام جذاب وتازه بود که دلم می خواست همیشه داشته باشمش.ولی دریغ از.....
یه چیزی که این روزا باز داره عقب نگه م میداره باز همون کمال گراییه ومقایسه.که من هنوزم توقع دارم که اگه قلم میگیرم دستم در اولین تجربه کارم یک هیولایی بشه ویا اگه می خوام ساز بزنم با همون اولین تمرین ازش صدای خوبی در بیاد
یعنی من اینقدر ضراب هوشیم پایینه یا خودمو می زنم به خنگی ولج می کنم که نابرده رنج گنج که هیچی پنج هم نداری ![]()
به قول اون کاووسی باید این دوگوله رو به کار بندازم اساسی.این آزی رو ببینم ویه ذره ذره رشد شو نه اون آزی که می خوام باشم که تازه اونم نمی دونم چه شکلیه...
خلاصه که من هشتم.......ولی یه جورایی در افکار مالیخولیایی شناورم.عن غریبه که نجات پیدا کنم.خیالتون راحت غرق نمی شم عمقش کمه فعلا![]()
تازه اینم بگم که از شنبه دیگه غذا تعطیله ..می گم منه جوون به هرچی علاقه نشون میدم اون چیز دست نیافتنی میشه..چطور؟رفتیم ژتون غذابگیریم یارو میگه:وا مگه نخوندید این همه اطلاعیه دادیم که باید فلان روز وفلان روز برید امور مالی برگه بگیرید.حالا اون فلان روزا تموم شده گذشته باید پاشی بری شعبه مرکزی دانشگاه.لوس بازی.منم که تحریم کردم گفتم برو بابا........من می خواستم لطف کنم از غذای اینجا بخورم![]()
ونتیجه اینکه از شنبه باید برای خودم خوراکی ببرم که وسوسه نشم برای غذای بیرون وممنوعات.البته که بحران مالی شکر خدا پابرجاست![]()
نتیجه ۲اینکه به قول شاعر:روزی خواهم آمد جدول خواهم کشید وصدا در خواهم داد
(نه ازون صداها..)
من آمده ام وای وای.من آمده ام![]()
زمستان در بهار
ومن غیبت داشتم چند روزی .وزنم ثابته ...تصمیم به باشگاه رفتن پابرجاست.یکی از نکاتی که وقتی جدول می کشی خیلی به چشمت میاد این مصرف میوه ولبنیاته.یعنی من ازین نظر زیر خط فقرم فکر کنم.یادم نمیاد از سال جدیدتا حالا میوه درست حسابی یا شیر خورده باشم.تنها حرکت مثبتم توی این یک هفته این بود که توی دانشگاه یه ماست های انگشتی یعنی کوچیک میدن با غذا اونو خوردم.ولی شیر اصلا........میوه هم فقط یک بار یکی از دوستام نارنگی آورد سر کلاس خوردم اونم چون داشتم از گشنگی می مردم.امروز نیت کردم برم باشگاه.میرم میام جدول می کشم مجلسی![]()
عجب هوایی!
| / | شنبه | یکشنبه | دوشنبه | سه شنبه | چهارشنبه | پنجشنبه | جمعه |
| صبحانه | - | نون تست-کره-عسل-چای=۱۴۰ | ۲نون تست-کره-پنیر-عسل-گردو-چای=۲۷۰ | نون-کره-پنیر-عسل-گردو-چای=۲۰۰ | نون-کره-عسل-چای=۱۶۰ | نون سنگک-کره-عسل-۱گردو-چای=۲۲۰ | نون سنگک-کره-عسل-چای=۲۰۰ |
| میان وعده | - | نسکافه=۱۰۰ | شکلات=۳۰ | نارنگی=۴۰ | ۴پسته-۳بادوم هندی-هویج=۶۰ | - | - |
| نهار | - | ساندویچ=۳۵۰ | نصف پرس قیمه=۶۰۰؟ | ۱۵قاشق لوبیا پلو-ته دیگ-سالاد-ترشی=۸۰۰ | ۷قاشق برنج زعفرونی-کباب تابه-گوجه-فلفل دلمه ای-نوشابه رژیمی-سوپ=۶۰۰ | ۱۳قاشق باقالی پلو-مرغ-هویج-ته دیگ سیب زمینی=۷۵۰ | عدس پلو۰گوشت-سالاد شیرازی-یه ذره ترشی-ته دیگ=۶۰۰ |
| عصرونه | - | چای-آبنبات-۲باقلوا کوچولو=۱۲۰ | چای-۱گز=۵۰ | چای-گز-ذرت=۴۰۰ | چای-بیسکویت-مانچی =۲۰۰ | نصف چانکی-بیسکویت ورزشی-چای-۴پسته-۳بادو-۲بادوم هندی=۳۴۰ | نصف پرتقال-پسته-بادوم هندی-بادوم-چندتا تخمه=۱۰۰ |
| شام | - | ۷قاشق برنج-ته دیگ-قورمه سبزی-سالا-۱سیب-گل گاوزبون د=۶۷۰ | نون-کوکوسبزی-خیار شور-گوجه-سس قرمز-سفید-نوشابه رژیمی-چای زنجبیل-نبات-لوبیا=۷۰۰ | ۵قاشق لوبیا پلو-یه کم خوراک سبزیجات-چای گل گاو زبان=۲۹۰ | سیب زمینی-پیاز داغ-سبزی معطر-سس-خیار شور-نون=۳۳۰ | نیمرو-سیب زمینی آبپز-یه کم سس-نون سنگک-۱پرکاهو-۳خرما-۱گردو-چای=۵۰۰ | ۲کباب کوبیده-۶قاشق برنج-ته دیگ-گوجه-۲لیوان دوغ=۹۰۰ |
| کالری/۱۶۰۰ | - | ۱۳۸۰ | ۱۶۵۰ | ۱۷۴۰ | ۱۴۰۰ | ۱۸۱۰ | ۱۸۰۰ |
| ورزش/هرچی بیشتر بهتر | - | - | ۱۵دقیقه راه رفتم |
۱ساعت راه رفتم | نیم ساعت راه رفتم | نیم ساعت پیاده روی تند | نیم ساعت بدمینتون |
| چی خوشحالم کرد؟ | - | کتاب خریدم و۲تا جوراب |
یه فیلم فانی دیدم کلی شاد شدم |
چغاله چیدم از درخت وبازی کردم وکباب کوبیده مجلسی خوردم |
جمعه:من کلی نقشه داشتم که امروز بشینم سر زندگیم.ولی مگه میذارن اهالی این خونه.تا عصر که خواهره اغفالم کرد بعدشم که گفتم اینا میرم من میشینم سر کارم بازم این خواهره گولم زد وبامامانم دست به یکی کردن وکلی باز اصرار که بیا خوش میگذره وحالا بعدن کاراتو انجام میدی که باز من مثل پینوکیو گول خوردم ورفتم واتفاقا خیلی هم خوش گذشت.ولی نتیجه چی شد؟یک شام زیاد واینکه ساعت ۱۱:۵۰ دقیقه ست مقنعه مو که اتو نکردم هیچ الان تازه دوش گرفتم می خوام بشینم ببینم این آقای هولباین پسر چه کرده که فردا قراره اثارش تحلیل بشه.حالا دارم فکر می کنم که من با کتاب ۷۰۰ صفحه ای سنگین نمی تونم دراز بکشم روی تخت مطالعه کنم که.پشت میزم که عمرا نمی تونم بشینم.خدا قدرت بده که بتونم نیم ساعت دووم بیارم که فردا سر کلاس رو سفید بشم...فقط ببینیند که من چقدر دختر مثبت وخانواده دوستی شدم وببینید برای شادی اهل خونه چه مرارت ها که نمی کشم وچه جان فشانی ها.ریا نباشه
این نباشم من کم لطفیه به خدا......
این بی باشگاهی الکی الکی یک ماه شد ها.این هفته باید فتیله ورزش حرفه ای باید روشن شه.اینقدر این شانه از بدن دردش گفت من الان دلم ضعف میره براش.یعنی کالری هفته قبل باید جبران شه فکر کنم ۴۰۰ کالری واینکه یک هفته شنامو باید برم این هفته وباشگاه هم شده یک روز برم باید برم
شب خوش
پ.ن:حالا اینم در نظر داشته باشید که جوون کباب کوبیده خورده باشه روشم دوغ وکلی الان آب خورده باشه وهنوز تشنه و۶صبح هم بخواد پاشه ...خداحافظ خواب![]()
تا صبح باید تو مسیر برم وبیام
پنجشنبه:من نیم ساعته با لباس روسری نشستم تا بارون بند بیاد برم پیاده روی
.نه که من عاشق زیر بارون راه رفتن نباشم ها ولی بعد از صد سال موهامو صاف کردم
این بارونم ازون مدل هاست که الان سیل میبردت.من صبورم میشینم تا بند بیاد![]()
![]()
![]()
پ.ن:هوس شام مجلسی کردم.خیلی مزه داد ولی خوب سیر بودم وکالریمم زد بالا.فردا باید جبران بشه
چهارشنبه:من نمی دونم چرا اینجوری شدم...یعنی بحران مالی قابل پیش بینی بود ولی الان که توشم نمی تونم اولویت بندی کنم.یعنی یه عالمه کاره که همش باید انجام شه همین الان ولی خوب نمی شه
یعنی هم باید کلاس طراحی برم هم باشگاه ثبت نام کنم هم مانتو و کفش وعطر می خوام
هم هرروز یه کتاب وجزوه باید بگیرم وکاغذ ورنگ و...باید چند هفته ای در بحران باشم تا معجزه ای اتفاق بیافته
...البته میشه باشگاه رو جلسه ای پول بدم ها
تازه من هنوز نه تقویم دیواری دارم نه یه تقویم جیبی نه یک سررسید ناقابل..الان به تقویم میلادی زندگی می کنم
چقدر یک جوون می تونه مشکل داشته باشه واقعا![]()
حق بدید که بره جوون ذرت وپنیر بخوره وجوراب بخره این وسط![]()
یکشنبه:امروز کلاس ساعت ۸:۳۰ رو خوابیدم و۹ رفتم بعد وارد کلاس شدم وگفتم
اااااااااا مگه نه شروع نمی شد.بعد همه گفتن:خودتی برو بچه![]()
.....بعد به جاش تا۱مجبور شدم بمونم کارمو تموم کنم وتا برم نهار غذا تموم شده بود واز چه چلو کباب جا موندم
برای همینم یه ساندویچ گند خوردم.ولی به جاش کلاس بعدیمو تونستم کارمو تموم کنم واستاد تایید کرد وساعت ۲اومدم خونه.اینقدر پزدادم که اخ جون الان میرم می خوابم قورمه سبزی می خورم دوستام گریه شون گرفته بود
.....
الان هم قورمه سبزی خوردم هم خوابیدم هم دوش گرفتم.یعنی خوشبختی ازین بیشتر؟آره خوب اگه تو این هوا می رفتم نیم ساعت پیاده روی می کردم خوشحال تر بودم
.راستی ورزش چه خبر؟![]()
برم یه کم به مشق هام برسم تا ۲روز دیگه بشینم یه برنامه مدون ورزشی بریزم.حالا هرکی ندونه فکر می کنه من چه این کاره ایم![]()
![]()
![]()
![]()
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ارزیابی هفته گذشته:۱۸۰۰ کالری مازاد وسه روز پیاده روی سه شنبه: من کالری این ببسکویت جو...که شانه بسر گفت رو نمی دونم؟...سرم شلوغه در اولین فرصت میام گزارش میدم شنبه:ممنون درست شد جدولم یکشنبه:وای من امروزم مشق هامو ننوشتم پ.ن:"زورو"جان عزیز من خیلی هم خوشحال میشم اگه تونسته باشم ایجاد انگیزه کنم یا کسی تونسته باشه از مطالب من استفاده کرده باشه.از آشنایی با آدمهای جدید هم خوشحال میشم وایضا استقبال می کنم.من از همین تریبون اعلام می کنم که من هیچ قصد توهین و...نداشتم فقط وقتی یک نفر میاد با عنوان بی نام نظر میذاره خودش ایجاد شبهه می کنه حالا کی به کیه ومثلا چه فرقی می کنه کسی خرچنگ باشه یا مربا یا گلابی یا سیم ظرفشویی یا پسته یا ....... خیلی هم ممنون از راهنمایی وکمکت وخیلی هم ممنون از کامنت گذاشتنت.پس به دل نگیر.اختیار با خودته اگه دوست داشتی وبلاگ داشته باشی یا حتی اسم |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بهار اومده دیش دیش/شروع سال 1388
| ایام هفته | شنبه | یکشنبه | دوشنبه |
سه شنبه |
چهارشنبه | پنجشنبه | جمعه |
| صبحانه | نون پنیر-۱گردو-۲خرما-چای=۱۵۰ | ۲خرما-۱.۵گردو-چای=۹۰ | نون سنگک-پنیر-مربا-۱خرما-۱گردو-چای=۲۰۰ | نون بربری-پنیر-عسل-۱گردو-چای=۱۵۰ | نون سنگک-پنیر-عسل-چای=۱۵۰ | شیرقهوه-۱۰گرم نون سنگک-پنیر-عسل=۲۱۰ | نون پنیر-۳بادوم-۱خرما=۱۲۰ |
| نهار | ۳کفتگیر باقالی پلو-گوشت-سالاد-سس-نوشابه رژیمی-ته دیگ سیب زمینی=۱۳۵۰ |
کتلت-نون-گوجه=۶۰۰ | سبزی پلو-ماهی-تن ماهی-سالاد=۹۵۰ | کوکوسبزی-۱۰۰گرم نون-گوجه-خیارشور-سس قرمز=۶۰۰ | ۱۲قاشق شویدپلو-جوجه آبپز-ماست-گوجه-نوشابه رژیمی=۷۵۰ | ۱۵قاشق عدس پلو-گوشت-ترشی-ته دیگ سیب زمینی=۷۵۰ | ۲کفتگیر برنج-ته دیگ-مرغ وآلو-سیب زمینی خلالی-سالاد کاهو-سس-نصف لیوان نوشابه=۹۲۰ |
| شام | ۵قاشق باقالی پلو-یک تکه کوچک ساندویچ کالباس=۳۵۰ | سوسیس-۷۰گرم نون-گوجه-خیار شور-کمی سس=۶۷۰ | جوجه کباب-برنج-سالاد کلم-نوشابه-سوپ سبزیجات=۱۱۰۰ | ۶قاشق برنج-مرغ-ته دیگ-سالاد-نصف لیوان دوغ=۵۵۰ | کوکوسبزی-نون سنگک-گوجه-خیارشور-سس قرمز-کاهو-۱قاشق برنج با ماهی-چیبس=۴۰۰ | ۱تخم مرغ آبپز-۱سیب زمینی کوچک آبپز-یه کم کره ویه کم سس-نون سنگک=۲۲۰ | ۵قاشق برنج-خورش-ته دیگ-سالاد-سس=۴۵۰ |
|
آجیل /میوه |
انگور-کیوی-۵بادوم هندی-۴پسته-۲بادوم=۳۰۰ | کیوی-بادوم هندی-پسته=۱۰۰ | ۵بادوم هندی-۴پسته-ژله=۱۳۰ | موز-نصف پرتقال=۱۶۰ | ۱۰بادوم هندی-۶پسته-۵بادام-۱سیب-۱کیوی=۳۲۰ | ۳آلوبخارا-۶بادوم هندی-۴پسته-۳بادوم-۱لیوان آب هویج سیب=۱۴۰ | ۱قاشق الویه-نون=۱۳۰ |
|
شیرینی /شکلات |
۲شیرینی نخودچی-یه شیرینی کوچک=۱۰۰ | شکلات=۳۰ | شیرینی دراز-۲بیسکویت شکلات-شکلات=۲۱۰ | شکلات-۱شیرینی نخودچی=۵۰ | شکلات-۱خرما-نصف گردو=۸۰ | ۱شکلات کوچک=۲۰ | شکلات=۵۰ |
|
کالری /۱۶۰۰ |
۲۲۶۰ | ۱۵۰۰ | ۲۶۰۰ |
۱۵۱۰ | ۱۷۰۰ |
۱۵۵۰ | ۱۶۷۰ |
|
ورزش /هرچی بیشتر بهتر |
- | نشدباز | ۴۵دقیقه پیاده روی+۱۵دقیقه |
- | ۱ساعت پیاده روی |
۱ساعت پیاده روی |
۱۵دقیقه پیاده روی تند |
پنجشنبه:تاحالا که امروز باشه ۱۸۰۰ کالری بیشتر خوردم.یعنی من اینقدر توانا وغلبه برنفس وشکم وبی اعتنا به غذا هستم که این دوروز ۸۰۰ کالری بخورم؟البته که نیستم.....حالا چه باید کرد پس؟
چهارشنبه:یعنی گل دختر که می گن منم.نیستم؟که شب برم مهمونی کالری شامم بشه۵۵۰ بعد آجیل لب نزنم ایضا شیرینی یه نخودچی وشکلات هیچی بعد صبحش هم زود یعنی ۸:۳۰ بیدار شم برم با شانه جان پیاده روی.حالا هستم یا نیستم؟
یه دوست جان خوب شد من روسفید شدم امروز اگه تشریف بیارید اینجا.البته اگه بتونم کالری رو هم حفظ کنم امروز
پ.ن:فکر کنید باکلی نقشه وبرنامه قبلی از زیربار مهمونی رفتن در برید بعد تازه از پیاده روی برگشتید تو کف حادثه واین نون سنگک هنوز نرفته پایین دیلینگ دیلینگ.بعد برید با همون شلوار گرمکن سبز وتی شرت سرخابی دررو باز کنید............![]()
![]()
بعد یهو یه عالمه مهمون بی خبر بی هوا بیان تو.بعد تو بپری بری بالا بگی تشریف داشته باشید تا من بیام.حالا بگذریم که تو این فاصله شلوارم رو گم کردم وهرکاری میکردم بلوزم رو نمی شد وازون ورم هی مهمون ها داد بزنن که:آزی مارفتیم...............آیکن گیس کشی..........بعد این مهمون ها کی باشن؟ازون دسته که سال تا سال هم نمیبینیشون بعد فقط رفت وآمد مخصوص بزرگترهاست ...بعد دیگه اینجا ری هم نباشه که پذیرایی واین برنامه ها بذاری به عهده ش وخودت دست به کار شی تنهایی ......خلاصه که شانس آوردن من امروز روز خوش اخلاقیم بود وازونا اصرار که برن واز من اصرار که :نه مگه میذارم..............خودم باهرحرفی که از دهنم درمیومد واصراراینجوری میشدم
..........یک جوی منو گرفته بود گفتم به خدا اگه بذارم برید وحالا شانس آوردم زودبه خودم اومدم والا نهار هم نگهشون می داشتم
...خلاصه که کلی هم اتفاق با مزه این وسط افتاد.یکی اینکه بچه ۲ساله شایدم ۱ساله یکیشون از بغل پدربزرگش شوت شد زمین![]()
![]()
بعد مادر بزرگه بچه شروع کرد با ![]()
پدر بزرگه دعوا........بعد منم هم ترسیدم هم خندم گرفته بود.....بعد هی پدر بزرگه بچه می گفت:بابا چیزی نشد چرا شلوغش می کنی؟.بعد منم گفتم:قربونتون برم بچه شوت شد زمین حالا خودمونیم کمه کم این مخ تکون خورده........بعد مادربزرگه کلا قاط زد وبعد از داد سر پدر بزرگه گفت:اصلا من دیگه خسته شدم.دیگه هیچ جا نمیام![]()
![]()
بعد پسرش هم گفت:آزی خانم شما ناراحت نشید مامان بنزینش تموم شد......بعد پدربزرگه هم گفت:آره اصلا این دیگه خوب کار نمی کنه باید بدیم توی طرح خودروی فرسوده نو بگیریم![]()
.بعد پسره وعروسه هم گفتن:نه باید چادر یوزارسیف بیاریم بندازیم روش نو شه![]()
...........بعد مامانه یعنی همون مادر بزرگه هی می گفت:کمرم کمرم عصبانی اینا هم افتاده بودن به خنده
بعد منم رفتم یه کم بچه هه رو نگاه کردم بردم ماهی نشونش دادم که جو عوض شه وبعد دیگه خودشون گفتن پذیرایی بسه ثابت شد که بلطی...........بعد اونوقت یه بچه دیگه هم داشتن هی این وسط خاطره برای من تعریف می کرد........بعد ازون ورم یه بچه تازه به دنیا اومده داشتن که من ندیده بودم اومدم یه توجه آداب معاشرتی نشون بدم:گفتم آخی نازی چند سالشه؟بعد باباش گفت:چند سالشه چیه؟بچم تازه ۱۰ روزه شه![]()
بعد منم گفتم وا پس چرا اینقدر مو داره؟.....بعد همه با هم مادر بزرگه صدا بلندتر:خوب بگو ماشالا.........
خلاصه که رودست خوردم
بعد یه عالمه البته فضولیم خوب شد.یه عالمه اتفاق بود که باید سر در میاوردم .یکی اینکه این بچهه که شوت شد طفلکی یه داستان غم انگیز داره.بعد اون مامان اون بچه ۱۰ روزه هه دماغش رو وچشم هاشو عمل کرده بود وچقدر خوب شده بود
تازه دماغشو عمل کرده بوده بعد فهمیده ۲ماهه بارداره.بعد الان ۱۰ روزه زایمان کرده چیلیک چیلیک همه جا میره (البته می گن زایمان طبیعی بوده
)خاله زنکی در این حد یعنی..............وایییییییییییییی.تازه یه چیزای دیگه هم فهمیدم.الان هیچکی نیست تعریف کنم براشون.........خدا کنه ومامانم اینا زودتر بیان
(تازه اینا گیر داده بودن این وسط که تو چرا نمیگی مامان اینا نمی گی بابا اینا.........)
سه شنبه:فکر کنید من بعد از اون حمله انتحاری دیشب خوابیدم تا ۱۲ ظهر.یعنی این چند روزه حسابی کمبود خواب داشتم وبه همه اعلام کرده بودم که اگه نذارن بخوابم تا هر وقت می خوام نحس میشم ودیگه خودشون می دونن یعنی چی
...بعد الان خوب وخوشحال وسیر خواب پاشدم طبق معمول صورت نشسته نشستم اینجا کامنت لیلا وشانه رو دیدم بعد رفتم برنامه جاده ابریشمی ها بعد یه نیم نگاه به جدول کالری ها ...........وخودتون می تونید حدس بزنید که چه به روز یک پروزن میاد![]()
![]()
![]()
حالا شما فکر کنید که امشب هم مهمونیم یعنی اگه سالگرد مادربزرگم نبود عمرا نمی رفتم(البته که من هیچ وقت این مادربزرگ رو ندیدم ولی همیشه دلم می سوزه براش وبرای بابام که طفلکی توی ۵عید بی مادر شده)این عذرائیل هم بعضی وقت ها بعد وقت نشناس میشه....بعد ازون ورم فردا هم برنامه باغ وکباب وجوجه کباب و ایناست به علاوه عید دیدنی.
بعد توجه کردید که من اینقدری که از این همه شام ونهار می ترسم از آجیل وشیرینی نمی ترسم؟یعنی خونه ما الان وهمیشه یه عالمه شکلات هست الانم شیرینی وآجیل در ظرف های مجلسی ودیش دیش می باشد وجلوی چشم چی بشه که من برم ۲تا بادوم هندی و۲تا پسته بخورم.ولی غریبه که نیستید پابه پای مهمون ها شیک میشینم میگم:ری لطفا یه چای هم برای من بیار
بعد قیافه ری رو باید ببینید
...البته چای مال خونه خودمون وتک وتوک جاهای دیگه ست..بده که من این همه برنج دوست دارم وبده که نمی تونم مثل آجیل وشیرینی وشکلات ندیده بگیرمش ها.
ولی امشب باید کاملا رژیمی بخورم وجبران شه کالری اضافه م.والا این برنامه تا آخر هفته هست.برم صورتمو بشورم.مذاکره تموم شد.میام گزارش میدم
پ.ن:یعنی مراسم امشب با۷۰۰ کالری باید ختم به خیر شه...تا ببینم کالری های اضافه رو کی می تونم جبران کنم
پ.ن۲:هوراااااااااااااا
دیدید از پس مهمونی بر اومدم.چقدر شیک بودم نه آجیل خوردم نه شکلات.میوه هم چون علائم سرماخوردگی در من هست این روزها وقرص خورده بودم با اصرار ری وچون پوست کند برام نصف پرتقال خوردم![]()
ارزیابی هفته گذشته:هفته گذشته خیلی راضی بودم از خودم چون ۶روز ورزش کردم ۵روز پیاده روی ۱روز باشگاه![]()
شنبه:روز اول بهارتون مبارک.هوا عین شمال...ما الان اولین گروه مهمون ها وارد شدن ولی من اینجا نشستم
البته این مهمون ها رو دیشب خونه یکی دیگه دیده ایم واحتمالا ما فردا میریم دیدنشون.و احتمالا باز با هم میریم خونه یکی دیگه.یعنی این رسم واقعا جذابه نه؟
در خانواده ما رسم است که هفته اول کسی به مسافرت نمی رود.پدرم وبقیه عموها عقیده دارند که:عید تهران مال تهرانی هاست..
واقعا هم تهران به این خلوتی وتمیزی هیچ وقت دیگر نمی توانید ببینید .![]()
![]()
![]()
![]()
پ.ن:آقا من سر نهار یک اشتهایی باز کردم در این حد که همه پاشده بودن من نشسته بودم وهی میریختم می خوردم.خیلی خوشمزه بود آخه...حالا عصر یه پیاده روی باید برم
پ.ن۲:یعنی مهمون اومد بعد همون داستان که با مهمون بریم خونه یکی دیگه
بعد برشگتیم الان داره مهمون میاد یعنی اینکه واقعا نشد پیاده روی برم.با ری قرار گذاشتیم صبح ها بریم تا خبری نشده
...تا حالا ۲۵۰ تا اضافه خوردم![]()


