تبليغاتX
وروده یک پروزن ورزشکار رو خوش آمد می گم

من چند وقتی شب ها کابوس میدیدم در حد روز قیامت.سقوط آزاد.گروگان گیری واینا.بعد هی فکر می کردم به دلیل این جریاناته اخیره ولی یه بار که داشتم با آب وتاب برای دوستم تعریف می کرد م گفت:بابا شام زیاد خوردی.یهو به خودم اومدم که راست می گه من شام می خورم ورزش نمی رم رو وزنه نمی رم...سر کلاس با دوستم موتوری می خوردیم وهای بای بعد می رفتیم سیب زمینی سرخ کرده......وکلا فاسدی شده بودم برای خودم.این امتحان ها هم که کش اومده قده چی.تمومی نداره.منم که دقیقه نودی هی باید استرس الکی داشته باشم وباز بذارم شب آخر.هی هم می گم بذار اینا تموم شه بعد می رم باشگاه.راستش حوصله ورزش ندارم.

هفته پیش یه مسافرتی رفتم وبخور بخور مجلسی.بعد اونجا کم کم متوجه پهن شدنم شدم واینکه دیگه باید به خودم بیام.بعدش که برگشتم اول دوروزی در مقابل رفتن روی وزنه مقاومت کردم ولی در نهایت رفتم وغم عالم..........

حالا ۵روزیه که رعایت می کنم.یعنی کالری شماری نیست.صبحانه مثل قدیم ها بدونه کره ومربا.نهار معمولی همون ۱۰ قاشق برنج وسالاد بدونه سس با روغن زیتون.شب یک لیوان شیر ویه میوه.این هفته میرم روی وزنه ولی از هفته بعدی سعی می کنم هر دوهفته برم که تغییرات به چشمم بیاد.

!! نوشته شده توسط آزی | 0:9 | دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 •

RSS