-دیروز تو اتوبوس خط میدون اعلامیه خانمه بی دندونی به اون یکی خانم اشاره کرد ومنو نشون داد منم عینک به چشم وگوشی در گوش انگار ندیدم.بعد بلند بلند داشتن خاطرات رنگ مویی می گفتن وبایه ایش ایش ناچ ناچ واه واهی منو نگاه می کردن که توجه همه خانم های حاضر جلب.من تو دلم خنده ........

-بعد امروز موقع برگشت با دست پرخواهره اس ام اس داد چی پلت بخر.منم نمی دونستم چیپلت چیه تمرکز کرده بودم پیدا کنم یه خانم میان سالی هم بغل دستم دنبال کشک وشیر بود.بعد یه آقایی اومد که خانم چقدر چهرتون اشناست.منم برگشتم گفتم اقا من خیلی سال پیش دانشجو بودم به سن شما قد نمی ده.گفت پس از من خرید کردید.من تو گلدیس وایرانیان وچی چی مغازه لوازم ارایش دارم.گفتم نه من هیچ وقت اونجا نرفتم.بعد آقاهه اصرار که شماره منو داشته باشید بیاید خرید ببینید واینا.منم واسه مگس پرونی شماره رو زدم تو  گوشی وآقاهه گفت من رضا هستم وشما گفتم اقا چیکار داری؟من میخ وام بیام مغازه تون لوازم آرایش بخرم اسم منو میخ واید چیکار وگفت نه خانم من میخ وام مثل یه برادر باشم براتون.گفتم ممنون من برادر دارم.گفت میخ وام شما خواهرم باشید.منم صدام رفت بالا که وای اقا بی خیال این روش ها خیلی قدیمی شده من نه خواهر می شم نه برادر می خوام.بعد خانمه همینجور خندان داشت مارو نگاه می کرد ومنم دنبال چیپلت.بعد دیگه کلی خشونت به خرج دادم آقا رضا پرو رفته.می گم میبینید تورو خدا یکی هم میاد میخ واد برادر آدم بشه.آخه من برادر می خوام چیکار.خانمه بلند بلند می خندید.

-بعد مترو سوار شدم دختره به دوست پسرش یه چیزی گفت پسره گفت یه مدل شرابیه خاص نیست خیلی...

-چند وقت پیش هم یک فروشنده مغازه بهم گفت خانم این رنگ مو به رنگ پوستتون خیلی میاد.معلومه هنرمندید.حالا من ربط گ...وش..رو نگرفتم چی بود.

-اهان یکی تو فیس بوک هی مارو پوک می کرد مدتها ماهم به رسم آداب فیس بوکی گاهی پوک بک می کردیم.بعد طرف گفت هم دانشگاهی بودیم.گفتم من خیلی سال پیش دانشجو بودم.ورودی چند بودید؟بعد طرف یک دلبر عکاس خوش برو رو خوش رنگ ولعاب رامصبی بودیم کلی عکس هاشو سیر کرده بودم وقندی واینا.بعد یه کاره اومد پایین یه عکسم زد ورودی فلان.منم خصوصی زدم برادر محترم حالا وسط خیابون هم امار نمی دادید می شد واینکه من این داستان پوک رو نمی فهمم تهش چیه؟بعد برادرمون منو بلاک کردچون دیگه عکسش هم نیومد برام.هی گفتم چه حساس جوووونم.بعد یه کمم گفتم نرم باش لطیف باش عشوه بیا.بعد جواب گرفتم برو بابا حال داری.خیابت به "ناصر"وا غیرتا....

خلاصه شبیه زن های اغواگر شدم گمونم.