به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خودرا؟
**بعد اونایی که تو دهه سوم زندگی وقبول محنت زیاد یه شوهر جور کردن برای خودشون وسالی یه بار ازتوی تختخواب دونفره زنگ می زنن وگله گی وایش وغر ومی پرسن خبری نیست؟یااینکه چیزی می گن وتوی همون فاصله انگار کسی قلقلکشون داده باشه یهو جیغ کوتاه میکشن یا مثلا:ا نکن...........وبعد دوباره می گن چه خبر وبعد تو برای معاشرت یه خبری میدی بعد اونا تکرار می کنن برای شوهره و هرهر میخندن واظهار نظر شوهره رو اعلام می کنن و بعد تو همون وااسفا می رن تو فاز ادای تنگا رو در آوردن وجانماز آب کشیدن ونسخه پیچیدن برای دیگران انگار نه انگار که سفره دلشون سالها کجا باز بوده و. بعد یهو دیگه انگار حمله شروع شده باشه صحنه جنگ ازپشت تلفن تداعی میشه ودیگه یه خدافظی سریع وغش غش خنده وجیغ و...........![]()
*** اونایی که میخ وان برن دکتر تغذیه رژیم بگیرن ومی گن برامون وقت بگیر باهامون بیا واونایی که می گن برای لباس عید ما فکر کن واونایی که می گن بیا بریم هند وبازور میبرنت دم پلیس +۱۰ که پاستو بگیری واونایی که توقع دارن که توی محافل مجالس حتی خونه مادر شوهر هم همراهیشون کنی.واونایی که میخ وان باهرکی اونا دوستن دوست باشی وهرکی دشمن تو دشمن.
**** .....................
پ.ن:واحد دانشگاهی سیستان بلوچستان رو دیدم عجب دانشگاهی وامکاناتی فقط به خاطر شرایط ویژه شهر پذیرش دانشجو کمه.واسه آدم شرایط ویژه انگیزه خوبیه.کسی که میخ واد دست کسی بهش نرسه.می خواد خودشو پیدا کنه.از حاشیه دور باشه.![]()
تصمیم گرفتم تغییر کاربری بدم.دیگه هرچی دوست دارم رسما بنویسم چون دلم نمیخ واد برم یه خونه دیگه.البته می تونه مطالبم شامل ورزش وبرنامه غذاییم هم بشه.