بعد من یک احساسات بدوی برره واری دارم بی منطق بی ترمز یه وقتایی واقعا شرمنده میشم یعنی یه وقتایی واقعا مهارش از توانم خارجه.

بعدبعد فکر می کنم خوب چه اشکالی داره؟احساساته دیگه کنترل شه میشه اسمش منطق نقشه برنامه مکر توطئه حتی خلوصش کم میشه اثرش کم میشه.توجیه میشه که دستش نزن بذار یه چیزایی بدوی ببره ای بمونه این همه شیک خانم دکتر خانم براشینگ مانیکور پاشنه بلند مارک دار دماغ سربالا کجارو گرفتن کجا رو گرفتی؟طوبی باش قمر باش اصلا بی ریاییش وسادگیش کوکب خانم رو کوکب خانم کرد هرچند بعدا از مد افتاد وحذف شد ولی من هنوز کوکب خانم رو به خاطر همون نیمرو وخونه روستایی  تمیز الگو می دونم نه شکوه خانم رو بامیزهای معروفش وسبزی آرایی میوه آراییش سالاد الویه خرگوش کن ما هی کن کوکوی چند رنگ ژله چند طبقه مرغ درسته کفش پوشیده پاپیون زده .......

بعدبعد بعد یه چیزی میاد وسط به نام طرف مقابل- ظرفیت- جنبه- سوء تفاهم.یه خورده بااینجاش به مشکل بر می خورم.اینجور وقت ها که بعد از یک طوفان احساسی حادث میشه وچشمم باز میشه انگار که بامداد خمار سریعا میرم تو جلد که راستی اسمت هاشم بود دیگه درسته؟ا ببخشید مسعود بودی!بعد خودم بااین شوخی مسخره م می خندم بلند بلند...بعد طرف نمی فهمه که من منظورم ازین لوس بازی تلاش درونی بوده در نشان ن دادن ندیده گرفتن  فیلم  از منطق که ازشدت لوسی ودم دستی بودن خودم خندم می گیره وردش می کنم.

بعدبعد بعد بعد درراستای همین تلاش می گم وای وای اصلا فکرشم نکن همین الانم به اندازه کافی پرووت کردم فردا روز از پس جمع وجور کردنت به سختی بر میام.که من آدم منت گذاشتنم توقع داری منم بگم فردا روز تو ناخوشی منتشو سرت می ذارم اگر اوکی یی باهاش بگو اگه نه فردا روز ناخوشی نیای بگی :اه چقدر منت می ذاری؟

بعد بعد بعد بعده بعد این خود چیز کنی خودخواسته درراستای طرف پرو نکن خیلی سخته.یعنی از مراحل بالاییه عرفانه.که هی دلت میخواد وا بده درین دوروزعمر ولی عقلت حکم به استواری  می ده.انگار که مست باشی بگن بیا تو حاشیه فرش راست برو.....

 

اخ ازاین سیستم شل کن سفت کنی اجباری مصلحتی.