ته دیگ
وقتایی که غذا خوشمزه ست دلم نمی خواد بشقابم رو تحویل مسئول جمع آوری بدم دلم میخواد مسئول جمع اوری پاش بشکنه نیاد دلم می خواد ظرف کثیف جلوم باشه هی برم بیام چشمم بیفته بهش یادم بیاد .تو شکمم اینقدر نمی تونم خوب حسش کنم اصلا دلم می خواد میز غذا هیچ وقت جمع نشه همون سیستم تفریح تفریح برو جلو اینقدر که چیزی برای جمع کردن بردن نمونه اصلا............
اینقدر بدم میاد این آدم ها که هنوز داری لذت می بری از غذا میان جمع میکنن می برن خشک می کنن جابه جا می کنن.اینا که مثل مدل مامانم لذتشون بعد از جابه جایی ه!
پ.ن:یک ته دیگی اختراع کردم شایدم قبلا اختراع شده سیب زمینی رو رنده کردم بعد بهش نمک طعم دار زدم.بعد کف قابلمه یا ماهیتابه رو چرب کردم کنجد ریختم یه ذره زعفرون بعد سیب زمینی های رنده شده طعم دارو ریختم روش بعد حالا برنج ماکارونی اینا.یه چیز بهشتی میشه.
تصمیم گرفتم تغییر کاربری بدم.دیگه هرچی دوست دارم رسما بنویسم چون دلم نمیخ واد برم یه خونه دیگه.البته می تونه مطالبم شامل ورزش وبرنامه غذاییم هم بشه.