اندر باب ترک کردگی
زنگ می زنه قطع می کنه ایمیل خالی می فرسته.بعد از چهارماه. بعد از چهارماه فهمیده که دیگه رفتم که برم.ولی من می دونم که یعنی هستم ویعنی به یادتم ویعنی فکر نکن نفهمیدم.یعنی بالاخره بعد از 7سال پذیرش که باید دور شیم بریم.
هفته پیش سراغشو گرفتن گفتم که دوسش دارم ولی نمی شه نشد.دوست گفت عاشق این پذیرش تم منطقت.اینکه مطمئنم شک ندارم اونم جوابش همینه ازدردش کم می کنه.این ایمیل خالی شماره 13رقمی روی کالر آی دی آی دی الکی فیس بوک اینکه درابهش بسته ست دلمو فشرده می کنه ولی خداخدا می کنم بره چون من هنوز اشکام میاد به همین تلنگر کوچیک.
پ.ن: اونجا که کری با بیگ برای بار چندم به هم زده بعد می ره با اون بازیکن بیس بال قرار می ذاره ونمیشه واتفاقی برای تولدش بیگ رو دعوت می کنه وبیگ همه شب حواسش به رقصنده ها بود وآخرش که از هم خداحافظی می کنن و کری می گه:
As i Watched him go,i realized the one thing i couldn t say to Mr Big was ...
"Im still not over you."
وخدا نیاره همچین روزی رو واسه کسی.حالا فکر می کردم اور هیم شدم ولی اشکام که میاد شک می کنم.اونم درست وقتی که تو جای خوب رابطه منطقیم.
پ.ن۲:رفتم که برم ها قولم یادم نرفته تا آخر سال....
تصمیم گرفتم تغییر کاربری بدم.دیگه هرچی دوست دارم رسما بنویسم چون دلم نمیخ واد برم یه خونه دیگه.البته می تونه مطالبم شامل ورزش وبرنامه غذاییم هم بشه.